محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

170

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

كرده‌اند ، نيازى نيست . گزافه‌گويىهايى دربارهء زورمندى موسى كه يك تنه درپوش چاه را برداشت ، درپوشى كه برداشتن و نهادنش به روايات گوناگون كار ده ، بيست ، يا چهل تن يا كمتر يا بيشتر بوده است . اساسا آن چاه و به سخن درست‌تر آن آبشخور ، درپوشى نداشته است و داستان چيزى بيش از اين نبوده است كه انبوه چوپانان گوسفندان را آب مىدادند و موسى آنان را كنار زد و يا همراه آنان گوسفندان دو دختر را آب داد . همچنين نيازى نيست به آنچه دربارهء پارسايى و پرهيز موسى گفته‌اند كه چون مىخواست همراه آن دختر به خانهء پدرش رود ، از اين روى كه دختر را نبيند از همان آغاز به او گفت ، تو پشت سر من بيا و راه را به من نشان بده يا دختر در آغاز پيشاپيش موسى مىرفت كه ناگاه باد جامهء او را كمى بالا برد و ساق پاى او را آشكار كرد [ و موسى كه چنين ديد ، خود پيش افتاد و از دختر خواست پشت سر او بيايد ] « 1 » ، به هيچ يك از اينها نيازى نيست كه اينها همه تكلف و تصنع‌اند و انگيزه‌اى نيز براى اين تكلف تراشىها نيست و « دفع ريبه » يعنى پرهيز از نگاه شهوانى نيز كه كسانى آن را انگيزهء آن رفتار موسى گفته‌اند ، در اين جا ، جايى ندارد ، كه هم موسى براى چشم پاك و پاك‌بين و پاك سرشت بوده است و هم آن دختر . و پاسداشت عفّت و پاكى ، هنگامى كه مرد و زنى با هم ديدار و برخورد مىكنند ، به ويژه مردان و زنانى از آن دست ، به هيچ يك از اين تكلف تراشىها و تصنع بازىها نيازى ندارد و بىهيچ تكلف و تصنعى خود را در برخورد ساده و بىپيرايهء آنان نشان دهد . به هر روى پيرمرد ، پيشنهاد دختر را پذيرفت و چه بسا از پيشنهاد دختر و شخصيت موسى دريافت كه آن دو همديگر را مىخواهند و با گرايشى دوسويه ، فطرى و سالم ، دوست دارند . همسر يكديگر گردند و خانواده‌اى بنياد گذارند ، چرا كه چون برومندى و توانايى ، و پاكى و درست‌كارى در مردى فراهم باشد ، بىگمان سرشت سالم و پاك و دست نخوردهء دختر كه از فطرت خدايى منحرف نشده به خود مىخواند ، و اينها همه در موسى فراهم بود [ و عشق و گرايش دختر به او پاك و طبيعى مىنمود ] و پدر كه چنين ديد ، از موسى خواست كه يكى از دخترانش را به زنى بگيرد و در برابر و به جاى كابين ، هشت سال و اگر دوست داشت ده سال در خدمت او و چوپان او باشد . از قرآن بشنويم : « گفت مىخواهم يكى از اين دو دخترم را به

--> ( 1 ) . تفسير نسفى ، 3 / 231 ؛ تفسير بيضاوى ، 4 / 126 ؛ الدر المنثور سيوطى ، 5 / 126 - 127 ؛ تفسير فخر رازى ، 4 / 239 - 244 ؛ مختصر تفسير ابن كثير ، 3 / 11 ؛ تاريخ طبرى ، 1 / 398 ؛ الكامل ابن اثير ، 1 / 99 .